عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
مقدمهء مصحح 13
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
قاشق و طرز استفاده از آنها آشنا سازد و مدتها به كسانى كه قرار بود جزو همراهان شاهانه به اروپا روند تعليم داده بود و حتى شاه را برده بود كه از پشت پرده و سوراخ كليد مراسم تمرين رجال را بازديد كند « 1 » و انصاف را كه همراهان ناصر الدين شاه قاجار - با آنكه اغلب بار اول بود كه به اروپا رفته بودند - در اين سفر با متانت و وقار تمام رفتار كردند و كوشيدند كارى نكنند كه مسخرهء خودى و مضحكهء بيگانه قرار گيرند . « 2 » اما مظفر الدين شاه ، در سفر فرنگ دسته گلهاى فراوان به آب داد و همراهانش رسواييها به بار آوردند . شرحى كه مهماندار فرانسوى وى دربارهء او نوشته « 3 » هم مضحك است هم شرمآور . به اين قسمت از نوشتهء او توجه فرماييد : واقعهاى كه شايد بيش از همه موجب تفريح خاطر باشد پيشامدى بود كه موقع تماشاى تجارب مربوط به فلز را ديدم رخ داد . به اين معنى كه من در حين صحبت ، روزى از كشف بزرگى كه به دست مسيو كورى « 4 » انجام يافته سخنى به ميان آوردم و گفتم كه اين اكتشاف ممكن است اساس بسيارى از علوم را زيرورو كند . شاه فوق العاده به اين صحبت من علاقه نشان داد و مايل كه اين فلز قيمتى اسرارآميز را ببيند . به مسيو كورى خبر داديم . با اينكه بسيار گرفتار بود حاضر شد كه روزى به مهمانخانه اليزه پالاس بيايد و چون براى ظهور و جلوهء خواص مخصوص راديوم لازم بود كه عمليات در فضاى تاريكى صورت گيرد من با هزار زحمت شاه را راضى كردم كه به زيرزمين تاريك مهمانخانه كه بخصوص براى اين كار مهيا شده بود بيايد . شاه و همهء همراهان او قبل از شروع عمليات به اين اطاق زيرزمينى آمدند . مسيو كورى در را بست و برق را خاموش كرد و قطعهاى راديوم را كه همراه داشت روى ميز گذاشت . ناگهان فرياد وحشتى شبيه به نعرهء گاو و يا آواز كسى كه سر او را ببرند بلند شد و پشت سر آن فريادهاى زياد ديگرى از همان قبيل ضجه اطاق را پر كرد . همگى ما را وحشت گرفت . دويديم چراغها را روشن كرديم . ديديم كه شاه در ميان ايرانيانى كه همه زانو بر زمين زده بودند دستها را
--> ( 1 ) . سفرنامه مادام كارلاسرنا ، ترجمهء غلامرضا سميعى ، نشر نو ، تهران ، 1363 ص 109 ( 2 ) . شرح زندگانى من ، عبد إله مستوفى ، انتشارات زوار ، تهران ، ج 1 ص 127 ( 3 ) . شخصى به نام كراويه پائولى Xauier Paoli كه از جانب دولت فرانسه مهماندار سلاطينى بود كه رسما از فرانسه ديدن مىكردند ، كتابى نوشته به نام اعلىحضرتها Leurs Majestes ، قسمت مربوط به مظفر الدين شاه را شادروان عباس اقبال از اين كتاب ترجمه و در شمارهء اول سال اول مجلهء يادگار چاپ كرد . ( 4 ) . Curie